چرا با وجود تبلیغات مشتری جدید جذب نمیکنیم؟
چرا با وجود تبلیغات مشتری جدید جذب نمیکنیم؟
هزینهی تبلیغات را میپردازید، آگهی دیده میشود، شاید چند نفر هم پیام بدهند، اما جذب مشتری جدید اتفاق نمیافتد. این وضعیت برای فروشگاهها، مطبها، آرایشگاهها و آموزشگاههای زیادی آشناست. واکنش معمول هم تقریباً همیشه یکی است: بودجه را بالا میبرند یا رسانهی تبلیغاتی را عوض میکنند.
اما تبلیغ فقط یک حلقه از زنجیره خرید است و اغلب مشکل در حلقهای دیگر است. در این مقاله هفت دلیل رایج را میخوانید که باعث میشود تبلیغات مشتری نیاورد. برای هر دلیل مثال واقعی و راهحل عملی آمده است. همچنین یاد میگیرید چطور با چند سؤال ساده بفهمید مشکل شما دقیقاً کجاست و در پایان نتیجه را با چه عددهایی بسنجید.
تبلیغ فقط شروع مسیر خرید است
مشتری بعد از دیدن تبلیغ باید از چند مرحله بگذرد تا بخرد: دیده شدن، جلب توجه، پرسش یا مراجعه، اعتماد و در نهایت خرید. تبلیغ فقط مرحله اول و دوم را تأمین میکند. اگر در هر یک از مراحل بعدی مشکلی باشد، بخش بزرگی از مخاطبان از مسیر بیرون میروند و شما فقط هزینهی تبلیغ را میبینید.
فرض کنید یک آموزشگاه زبان هزار نفر را با تبلیغ به سایتش میآورد. اگر صفحهی ثبتنام گیجکننده باشد، اگر قیمت و شرایط مشخص نباشد یا اگر به پیامها دیر جواب بدهند، حتی با تبلیغ عالی هم مشتری نمیآید. پس بهجای پرسیدن «تبلیغ را چطور بهتر کنیم؟»، اول بپرسید «مشتری در کدام قسمت، مسیر را ترک میکند؟»
۷ دلیل که تبلیغات شما مشتری جدید نمیآورد
۱. پیشنهاد فروش شما مبهم است
تبلیغی که فقط میگوید «بهترین کیفیت با مناسبترین قیمت» هیچ چیز مشخصی به مخاطب نمیگوید؛ رقبای شما هم همین جمله را مینویسند. مشتری باید بفهمد چه چیزی میگیرد، چرا از شما بهتر است و قدم بعدی چیست. مثلاً آرایشگاهی که مینویسد «بسته آمادهسازی عروس با مشاورهی قبلی و قیمت مشخص» از آرایشگاهی که فقط «خدمات زیبایی در بالاترین سطح» مینویسد، مخاطب بیشتری را به پیام دادن وادار میکند.
راهحل: در یک جمله بنویسید مشتری چه نتیجهای میگیرد، با چه شرایطی و با چه قیمتی یا بازه قیمتی. اگر نمیتوانید در یک جمله بگویید، پیشنهاد شما هنوز روشن نیست.
۲. مخاطب اشتباه را هدف گرفتهاید
تبلیغ برای همه یعنی تبلیغ برای هیچکس. اگر مطب دندانپزشکی فقط برای ایمپلنت تبلیغ میکند اما آن را به عموم مردم نشان میدهد، بیشتر بازدیدکنندهها اصلاً نیازی به آن ندارند. تعداد کلیک زیاد میشود، ولی مراجعه واقعی نه.
راهحل: مشتریهای واقعی چند ماه اخیر را بررسی کنید. چه سن و شغلی داشتند، از چه منطقهای آمدند و برای حل چه مشکلی سراغ شما آمدند؟ تبلیغ بعدی را برای همین گروه تنظیم کنید.
۳. بین تبلیغ و صفحهی مقصد هماهنگی نیست
تبلیغ میگوید «تخفیف ویژه کفش زمستانی» ولی کاربر بعد از کلیک به صفحهی اصلی فروشگاه به صدها محصول میرسد. او باید دوباره جستوجو کند و معمولاً همانجا صفحه را میبندد. وعده تبلیغ باید در اولین چیزی که مشتری بعد از کلیک میبیند، تکرار شود.
- تیتر صفحه مقصد با متن تبلیغ یکی باشد.
- محصول یا خدمتی که تبلیغ شده، بدون جستوجو دیده شود.
- دکمهی اقدام (مثل «رزرو» یا «سفارش») واضح و بالای صفحه باشد.
۴. مسیر خرید طولانی یا پیچیده است
هر مرحلهی اضافه، بخشی از مشتریها را از دست میدهد. اگر برای رزرو نوبت باید فرم بلندی پر کرد، ثبتنام کرد و منتظر تماس ماند، عده زیادی منصرف میشوند. مسیر خرید خودتان را یک بار مثل مشتری طی کنید. هر جا معطل شدید یا سؤالی برایتان پیش آمد، همانجا مشتریها را از دست میدهید.
راهحل: فقط اطلاعاتی را که واقعاً لازم دارید بپرسید. مثلاً برای رزرو نوبت، نام و شماره تماس کافی است و بقیه توضیحات را میتوانید در تماس یا پیام بعدی بگیرید. اگر مشتری بتواند با یک دکمه یا یک پیام کوتاه شروع کند، احتمال ادامه مسیر بیشتر میشود.
۵. اعتماد کافی ساخته نشده است
مشتری تازه با شما آشنایی ندارد و ریسک میکند. اگر پیج شما نمونهکار، نظر مشتری یا اطلاعات تماس واضح ندارد، ترجیح میدهد از کسبوکاری بخرد که بیشتر میشناسد. تبلیغ فقط توجه را جلب میکند؛ اعتماد را چیز دیگری میسازد. برای ساختن اعتماد، اینها را در دسترس بگذارید:
- نمونهکار یا تصویر قبل و بعد واقعی
- نظر مشتریان قبلی با اجازه خودشان
- آدرس، شمارهی تماس و ساعت کاری دقیق
- شرایط بازگشت کالا یا ضمانت خدمت
۶. به پیامها دیر یا ضعیف جواب میدهید
مشتری که همین حالا پیام داده، بیشترین آمادگی خرید را دارد. اگر یک روز بعد جواب بگیرد، احتمالاً پیش از آن از رقیب شما پاسخ گرفته است. فروشگاهی که سؤال «موجود است؟» را در چند دقیقه جواب میدهد و قیمت، رنگ و روش ارسال را همانجا میگوید، بیشتر میفروشد. پاسخهای آماده برای پرسشهای پرتکرار بنویسید و اگر مشتری جواب نداد، بعد از یک یا دو روز پیگیری کنید.
۷. نتیجه را واقعاً نمیسنجید
اگر ندانید هر مشتری جدید از کدام تبلیغ آمده و چقدر برایتان خرج داشته، نمیتوانید تصمیم درست بگیرید. بعضی تبلیغها ظاهراً شلوغ و پرکلیکاند اما فروش نمیآورند و بعضی ساکتاند اما مشتری خوب میآورند. از هر مشتری جدید بپرسید شما را از کجا شناخته است و جواب را ثبت کنید. سه ماه بعد تصویر روشنی از تبلیغهای سودده خواهید داشت.
از کجا شروع کنیم تا مشکل را پیدا کنیم؟
برای رسیدن به جذب مشتری جدید، لازم نیست همه هفت مورد را همزمان بررسی کنید. با چند سؤال ساده میتوانید نقطه ضعف را مشخص کنید:
- اگر تبلیغ شما دیده نمیشود یا کلیک ندارد، مشکل احتمالاً در مخاطب، پیام یا رسانه است.
- اگر کلیک دارید اما کسی پیام نمیدهد، مشکل معمولاً پیشنهاد فروش یا صفحه مقصد است.
- اگر پیام میآید اما خریدی ثبت نمیشود، سراغ اعتماد، سرعت پاسخ و روند فروش بروید.
- اگر خرید انجام میشود اما سود ندارد، هزینه جذب هر مشتری را بررسی کنید.
هر بار فقط یک چیز را تغییر بدهید و حداقل دو تا چهار هفته نتیجه را دنبال کنید. اگر همزمان پیشنهاد، تصویر و مخاطب را عوض کنید، نمیفهمید کدام تغییر مؤثر بوده است.
اشتباهات رایج بعد از بینتیجه ماندن تبلیغات
- بالا بردن بودجه تبلیغات بدون بررسی مسیر خرید
- تخفیف دادن بهجای اصلاح پیشنهاد و ایجاد اعتماد
- عوض کردن مکرر رسانهی تبلیغاتی پیش از داشتن زمان و داده کافی
- قضاوت بر اساس تعداد بازدید و لایک، نه تعداد مشتری واقعی
- نادیده گرفتن پیامها و پرسشهای بیپاسخ
- بستن تبلیغ زودتر از موقع؛ بعضی تبلیغها به چند هفته زمان نیاز دارند
چطور نتیجه را بسنجیم؟
چند شاخص ساده کافی است. آنها را هر هفته یا هر ماه در یک جدول ثبت کنید و با دوره قبل مقایسه کنید:
- هزینهی جذب مشتری: کل هزینه تبلیغ تقسیم بر تعداد مشتریان جدید
- نرخ تبدیل: تعداد خرید یا رزرو تقسیم بر تعداد پیامها یا مراجعهها
- تعداد پیامها یا تماسهای مرتبط با هر تبلیغ
- میانگین زمان پاسخ به پیامها
- درصد مشتریانی که بعد از اولین خرید دوباره خرید میکنند
یک مثال ساده: اگر آرایشگاهی در ماه پنج میلیون تومان تبلیغ کند و ده مشتری جدید جذب کند، هزینه جذب هر مشتری پانصد هزار تومان است. حالا باید بپرسید مشتری که این مبلغ برایش خرج شده، در طول رابطهاش با شما چقدر خرید میکند. اگر کمتر از این مبلغ باشد، مشکل از تبلیغ یا مسیر خرید است و باید اصلاح شود. عددهای این مثال فقط برای توضیح فرمول است و ربطی به میانگین بازار ندارد.
جمعبندی
وقتی با وجود تبلیغات، جذب مشتری جدید اتفاق نمیافتد، معمولاً دلیل در یکی از اینهاست: پیشنهاد مبهم، مخاطب اشتباه، صفحه مقصد ناهماهنگ، مسیر خرید پیچیده، اعتماد کم، پاسخ دیرهنگام یا نبودن سنجش. بهجای افزایش بودجه، مسیر مشتری را از تبلیغ تا خرید بررسی کنید، نقطهی ریزش را پیدا کنید و هر بار فقط یک مورد را اصلاح کنید. با این روش، هر ریالی که برای تبلیغات خرج میکنید بازدهی روشنتری دارد.